(تو آمدی و ضابطه ها را بِهَم زدی)*
رنگِ وجود بر رُخِ هرچه عَدَم زدی
از روی دوشِ حضرتِ احمد هزار بار
تا عرش رفته ای و در آنجا قدم زدی
گفتی که نام هر پسرم می شود علی
اینگونه از ولایتِ حَیدَر تو دَم زدی
دستِ تُهی ز خانه ی تو رد نشد کسی
با فضلِ خویش طعنه به جود و کَرَم زدی
ممنونم از خدای تو و از تو یا حسین
از بس که خیر بَهرِ غُلامت رقم زدی
آتش به جانِ عالم و آدم زدی ز عشق
وقتی نمک به شعرِ تَرِ محشتم زدی
تنها نه در حریمِ پر از نورِ کربلا
از داغِ خود به گوشه ی هر دل حرم زدی
با آیه آیه ای که سرت رویِ نیزه خواند
فریاد بر سَرِ همه اهلِ ستم زدی
با قطره قطره اشک که از چَشم ما چکید
بر رویِ جُرم و مَعصیتِ ما قلم زدی






