علی المرتضی ولادت بدون نغمه ترابِ بوترابمرضا قاسمی

ترابِ بوترابم، جایی از هفت آسمان بهتر
غبارِ خانه‌اش از قصرهای آن جهان بهتر

علی یعنی علی، یعنی علی، یعنی علی، یعنی ...
چه می‌دانم، هر آن چیزی که می‌دانی از آن بهتر

بگردید و بگردانید و بگذارید جای او
اگر دیدید از حیدر، امیرِ مؤمنان بهتر

بگو با حاجیان، آن دورها، جز دورِ باطل نیست
طواف قبله‌ای باید، از آن سنگِ نشان بهتر

اگر کاغذ سلاحِ جنگ با قرآن ناطق شد
همان بهتر که روی نیزه‌ها باشد، همان بهتر

چه گوهرهاست در دستِ عقیل از داغی آهن
"عدالت" می‌درخشد مثل دُر، در آن میان بهتر

به دارِ نخل، هُرمِ هر دَمِ تمّار "حیدر" بود
نخواهد دید نخلستان از آن خرماپزان بهتر

غبار پای او سر می‌زند ویران‌نشینان را
گدای دیدن روی علی، بی‌خانمان بهتر

اگر ای خار، پای زائرانش را زدی بوسه 
گلستان می‌شوی، گل می‌دهی از زعفران بهتر

فقط اینجا گدا را خانه‌زاد خویش می‌دانند
کجا داریم از این خانه، از این خاندان بهتر؟

کجا دیدید حاکم، تحتِ امرِ خود شود محکوم
یهودی‌ها خبر دارند، از آن داستان بهتر

چرا تا "أشهدُ أنّ علی ..." فرسنگ‌ها راه است؟
از این‌جایی که می‌گویند از هر جا اذان بهتر!

ولی می‌آید آن روزی که با خود می‌بَرد ما را
به دورانِ علی، عصری که بود از هر زمان بهتر

به رسمِ احترامِ مقدمِ مولا به پا خیزید!
اگر شد حالِ سختِ احتضارم، ناگهان بهتر
 

مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]