فاطمه الزهرا هجوم به خانه وحی بدون نغمه نفس مرتضیمحسن حنیفی

کسی که ناد علی بوده است هر نفسش 
جهان خلاصه شده با شکوه، در نفسش 

از اینکه او نفس مرتضی است دانستم
ز کوچه‌های نجف می‌کند گذر نفسش

به یک دمش شده زنده دو صد مسیحا دم
از عمر آدم و نوح ارجمندتر، نفسش 

دم اذان بنشیند خدا مقابل او 
که عرش را بکند باز مفتخر، نفسش 

فلک به نفحه تسبیح فاطمه زنده است 
دلیل خلق ملک تا بنی بشر، نفسش

رواست شیعه اگر جان دهد در این روضه 
که بند آمده از درد، پشت در، نفسش  

کسی به بند کشیده است دست مولا را
که بند آمده بانوی خون جگر نفسش

به روی پیرهنش لاله می‌دمد هر دم 
از عمق حادثه‌ای می‌دهد خبر، نفسش 

بگو به میخ در خانه شرح قصه دهد
چرا بریده بریده است و مختصر نفسش

حسین هم، نفس فاطمه است در گودال 
که زیر چکمه شمر است در خطر، نفسش 
 

مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]