فاطمه الزهرا هجوم به خانه وحی واحد شیشه ی عمر علیاحسان نرگسی

ای شیشه ی عمر علی ، خوردی ترک پیش چشم 
از چادر خاکی تو ، زهرا خجالت می کشم
از جنگ برگشتی مگه ، اینقد که زخمات کاریه 
از چادر خاکی تو ، انگار هنوز خون جاریه 

جای غلاف مونده رو پیکرت
ای با خبر از غم حیدرت 
سخته بگم پیش چشم همه
خوردی زمین بی هوا فاطمه ۲

زهرای من فاطمه فاطمه ۳

 

جوری میون کوچه ها ، زد با غلافش بی هوا 
بالا نیومد بعد از اون ، دستای تو وقت دعا
از لحظه ی افتادنت ، هر چی بگم بازم کمه 
کاشکی میشد من جای تو ، آتیش بگیرم فاطمه

می ببینمت روی خاک توی دود
می بینمت صورتت شد کبود 
موندم با این حسرت و واهمه
جوری زدن پا نشی فاطمه ۲

زهرای من فاطمه فاطمه ۳

 

باشه قراره ما دو تا ، تنگ غروب توو کربلا 
اون جایی که شمر و سنان ، دارن میان توو قتلگا
اون جایی که جسم حسین ، رو خاک داغ کربلاس 
اون جایی که موی حسین ، توو دست شمر بی حیاس

سنگین شده سینه ی تو حسین 
گریون شده از غمت عالمین
از روی تل می بینه خواهرت
خنجر داره میره رو حنجرت ۲

زهرای من فاطمه فاطمه ۳
 

مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]