حجت المهدی فراق و وصال زمزمه چوب و آتیش - اوّل روضهعبدالله باقری

آخه تا کی چشم انتظاری؟
پس کی میای که رو چشام قدم بذاری؟
دنیا زمستون شده برگرد
بیا که جون به لب شدم توو بی‌قراری
آخه تا کی چشم انتظاری؟

من و حیرت - من و در به دری
عصرای جمعه - من و خون جگری
پس کی می‌رسه - از تو خبری؟ 

ببین آقا / که با فریاد / دعای ندبه میگه برگرد
جهان من! / «بِنَفسی اَنت» / برات می‌میرم دیگه برگرد ۲

 

دل صبورت چی کشیده
کُشته ما رو ارثی که به شما رسیده!
ارثیه هیزم مگه می‌شه؟!
گوش ماها شنیده و چشم تو دیده
دل صبورت چی کشیده

چوب و آتیش - اوّل روضه بود
درِ توو کوچه - گُر گرفت خیلی زود
چی شد مابینِ - خاکستر و دود؟

در و مادر / نگه داشت و / خودش رو با بچه سپر کرد
امّا لگد / خورد به در و / کار خودش رو میخ در کرد ۲
 

مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]