حسین الشهید گودال قتلگاه زمینه بدن عزیز پیغمبرحسین مؤمنی ، مهدی ستارزاده

یه لشکر زدنت
با سنگ و نیزه پیش چشم مادر زدنت
نیزه زاره بدنت
میکشه به بوریا آخر کار بدنت ۲
تیکه تیکه پیرهنت رو بردن / دل زینب تو رو  آزردن
بعد دو شبانه روز بنی اسد / برای تنت حصیر آوردن
شاه دین! - از روی زین
تا که افتادی روی زمین
زینبت - با ناله گفت
ملعون دیگه روی سینه اش نشین
آه حسین۲ - آه حسین۳

 

چه نامرتبی
زیر چکمه های شمر بی حیا معذبی
ای شاه بی سپاه
روی خاکا دست و پا نزن میون قتلگاه ۲
قتلگاهت گذر شمر شده / سینه تو منبر شمر شده
معجر دختر تو از الان / دیگه واسه دختر شمر شده
تا رسید - خنجر کشید
خواهرت سمت گودال دوید
مادرت - هم داشت میدید
با چه وضعی سرت رو برید
آه حسین۲ - آه حسین۳

 

جسارت نکنید
بدن عزیز پیغمبرو غارت نکنید
بسه غوغا نکنید
سر پیراهن کهنه‌اش دیگه دعوا نکنید ۲
هرچی داغ بود واسه من شد تازه / غم و غصه‌ام نداره اندازه
اون که گودال چیزی از تنت نبرد / سمت خیمه هات نگاه میندازه
خواهرت - بیچاره شد
وقتی که خیمه آواره شد
نوبت - گهواره شد
بند قلب رباب پاره شد
آه حسین۲ - آه حسین۳

مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]