حسین الشهید گودال قتلگاه زمینه ، زمزمه دوازده ضربهحسین مؤمنی

شرم از خدا کن - رحمی به ما کن
حداقل با احترام - سرو جدا کن
حرمت نگه دار - از سینه پاشو
کمتر روی پیکر شاه - برو بیا کن ۲
کهنه خنجر‌ / زیر حنجر
با نفس های آخر
دست و پا زد / بین مقتل
داره میبینه مادر
آه تنشو برگردوند
یه کاری کرد که مادر سرشو برگردوند
آه با دوازده ضربه
برید و به سمت خواهر سرشو برگردوند
وای حسین - ای وای حسین ۴

 

شرم از خدا کن - یکم حیا کن
به عمامه اش برای غارت اکتفا کن
گوشواره هامو - بگیر و بعدش
کهنه پیراهن حسینمو رها کن ۲
میبینم از / بالای تل
دست و پا زد توو مقتل
هی میلرزه / دست قاتل
کشتنش میشه مُعزل
آه سرشو میبردن
زره و عبا و انگشترشو میبردن
آه دست خالی موندن
پیرهنِ دست دوز مادرشو میبردن
وای حسین - ای وای حسین ۴

مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]