ایها المظلوم ۲
از عطش لبای خشکت خورده تَرَک
ایها المظلوم ۲
می زنن پیش چشمات خواهر رو کتک
ایها المظلوم ۲
روی خاک زمین جاری خون خدا
ایها المظلوم ۲
گم شده بدن تو زیر دست و پا
ایها المظلوم...
غصه ی تنهاییت شد بغض گلوم
افتادی غرق خون اینجا روبروم
نامردا رو سرت آوردن هجوم - آوردن هجوم
بین قتلگاه ۲
روی خاک زمین افتادی بی پناه
بین قتلگاه ۲
ریخته روی سرت با نیزه یک سپاه
بین قتلگاه ۲
هی صدا می کنی خواهر رو با نگاه
بین قتلگاه ۲
دست و پا می زنی مادر می بینه ، آه
بین قتلگاه...
تشنه افتادی حالت نیس روبراه
چه مظلومانه جون میدی بی گناه
پیکر بی جونِت مونده بین راه - مونده بین راه
ایها المذبوح ۲
دشمن تو برادر خیلی ناکِسِه
ایها المذبوح ۲
با یه خنجر کهنه داره می رسه
ایها المذبوح ۲
داره قلبم و از تو سینه می کَنه
ایها المذبوح ۲
پیش چشمای زهرا ضربه می زنه
ایها المذبوح...
تا تو رو کشتن رفت از تن من روح
خواهرت دق کرد از اینهمه اندوه
پیکرت زخمی و حلقومت مجروح - حلقومت مجروح
روی نیزه ها ۲
سرِ خونیِ تو رفت اما موند تنت
روی نیزه ها ۲
پیش چشم رقیه آخر بُردنت
روی نیزه ها ۲
رفتی و پُرِ حسرت شد دنیای من
روی نیزه ها ۲
آرزوی رُباب و بُردن وای من !
روی نیزه ها...
بی زینبت بگو که رفتی کجا
رفتی و تنها موندم با بچه ها
دنبال تو میام تا شامِ بلا - تا شامِ بلا