تخریب بقیع - - -بدون نغمه مرهم دردمرضیه عاطفی

خالی از هر گونه درد و غم برایش ساختم
دردها را کُشتم و مرهم برایش ساختم

از کرامت هایشان عمریست هستم با خبر
خوب و بدها را اگر دَرهم برایش ساختم

گریه کردم گوشه دلگیرِ باب المجتبی
سوختم؛ یک خیمه ماتم برایش ساختم

در میانِ سجده هایم نذرِ زین العابدین
مسجد و محرابی از خاتم برایش ساختم

دور تا دور ضریح حضرت باقر فقط -
- عالِمانی از همه عالَم برایش ساختم

اشک را در روضه های حضرت صادق، شبی
در نگاه زائران نم نم برایش ساختم

آب سقّاخانه اش را ناب و جاری و زلال
شعبه ای از چشمه زمزم برایش ساختم

تا که مثل کربلا صاحب حرم باشد بقیع
گنبد و گلدسته و پرچم برایش ساختم

مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]