امام و رهبری رحلت بدون نغمه محفل دلسوختگان- - -

عاشقم، عاشق و جز وصل تو درمانش نيست
كيست كاين آتش افروخته در جانش نيست؟

جز تو در محفل دلسوختگان، ذكرى نيست
اين حديثی است كه آغازش و پايانش نيست

راز دل را نتوان پيش كسى باز نمود
جز برِ دوست، كه خود حاضر و پنهانش نيست

با كه گويم كه بجز دوست نبيند هرگز
آنكه انديشه و ديدار به فرمانش نيست

گوشه چشم‏ گشا، بر منِ مسكين بنگر
ناز كن ناز، كه اين باديه سامانش نيست

سر خُم باز كن و ساغر لبريزم ده
كه بجز تو، سر پيمانه و پيمانش نيست

نتوان بست زبانش ز پريشان‏گويی
آنكه در سينه بجز قلب پريشانش نيست

پاره كن دفتر و بشكن قلم و دم دربند
كه كسى نيست كه سرگشته و حيرانش نيست

مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]