حجت المهدی ، فاطمه الزهرا فراق و وصال ، شهادت بدون نغمه شال عزامحمد بیابانی

اين روزها نگاه تو از خون دل تر است
گويا دلت حسينيه ی اشک مادر است

شال عزا دوباره نشسته به دوش تو
شالی كه حيف، سوخته از آتش در است

گلبرگ های گونه ی شبنم گرفته ات
زخمی، شكسته، نيلی، چون ياس پرپر است

ای وارث تمامی غم های اهل بيت
اين روزها غريبی تو مثل حيدر است -

- چون ديده ام تو را و سلامت نداده ام
يا تو سلام كرده ای و گوش من كر است

مردن ميان روضه اگرچه سعادت است
در روضه های فاطميه باز بهتر است

زيرا كه اشک يك شبِ اين فاطميه ها
با گريه ی تمام محرم برابر است

حالا بيا و روضه بخوان آتشم بزن
چشمم به ناله ی تو و يک "وای مادر" است

يا رب كجا رواست زنی را كتک زنند
وقتی كه زن مقابل چشمان شوهر است

مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]