نامه دادم محضرت یا خوب یا بد...چند بار
پاسخی از سمت دربارت نیامد...چند بار؟
بی بهانه دوستم داری، نمیدانم چرا
بوده ام در عشق بازی ها مردد چند بار
مثل مرغ دل که چندین بام دارد یک هوا
پر گرفتم روزها مقصد به مقصد چند بار
چون کلاغی قاطی خوبانت اینجا آمدم
گشته ام با کفترانت دور گنبد چند بار
مثل زواری که هر سال از نجف تا کربلا
آمدم از راه قم تا شهر مشهد چند بار
از شروع شعر تا پایان دل وامانده ام
تا کنار پنجره فولاد آمد چند بار
علی الرضا زیارت ، شهادت ، ولادت بدون نغمه بی بهانه دوستم داری، نمیدانم چراایمان کریمی
مرتبط
نظرات شما