حسین الشهید شهادت بدون نغمه سفره ات را مادری قامت کمان انداختهمحمدحسین مهدی پناه

چشم تو بر ما نگاهی مهربان انداخته
سفره ات را مادری قامت کمان انداخته
هیأت سیار داری امشب اما فاطمه
روضه را یک گوشه از باغ جنان انداخته
دامنه دار است داغت هرچه گوید از غمت
روضه ای را از قلم این روضه خوان انداخته
نیزه هم بار امانت می کشد یعنی سرت
ماه را از چشم اهل آسمان انداخته
یک غلام تو که اسمش جون باشد یک تنه
اسم مجنون را هم از نام و نشان انداخته!
 پرچم عشق تو را نازم که از روز نخست
سایه اش را بر سر پیر و جوان انداخته
"خاک سردی با خودش می آورد اما چرا
*خاک تو آتش به جان شیعیان انداخته" 
*****
*بیت آخر از محمد حسین ملکیان
مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]