جعفر الصادق شهادت واحد محله ساداترضا تاجیک

بمیرم چه غربتی داری
عجب سوز محنتی داری
یه روزی میشه می بینم که آقا چه هیاتی داری
شبیه جد خود حیدر ابهت و عزتی داری
دل تنگم ببین آقا خجل از این نوکریمه
چه شرمندم که من زندم ولی آقام بی حریمه
می خوام ز الله تو صدر حاجات
بشه مدینه محله سادات
آقام غریبه 4

شدی جاری از غدیر خم   تجلی «یذهب عنکم»
آخر یک روز در صحنت وا میشه آقا روی مردم
برای کفتر صحنت میارن نذری گندم
باید کعبه سر سجده بیاره روی مزارت
یه روزی میشه می بینم هزاران خادم کنارت
اگه بیام باز دل بی قرارم
دو شاخه گل رو قبرت میذارم
آقام غریبه 4
 
رضا تاجیک
مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]