علی النقی شهادت بدون نغمه ساغر درد*تب دارترينوحید قاسمی

تب دارترين تب زده ي بستر دردم
پر سوز ترين زمزمه ي حنجر دردم
رنگ رخ من بر همگان فاش نموده
در باغ نبي جلوه ي نيلوفر دردم
فرياد عطش زد دهن سوخته ام تا
تر شد لب خشكيده اش از ساغر دردم
جاي عرق از چهره ي من زهر چكيده
پيغامبر خسته دل باور دردم
بر زير گلوي جگرم دشنه كشيدند
من كشته ي تيغ شرر لشگر دردم
خون گريه كند اخترو مهتاب برايم
افلاك شده مستمع منبر دردم
مرداد۸۵ * وحیدقاسمی
مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]