رقیه سادات شهادت زمزمه سر باباييم رواصغر چرمی

توونى نمونده - خدا جون برا من
سر باباييم رو - بذارم رو دامن
كمک مى كنى كه - رو پاهام بشينم
با چشماى بى جون - بابامو ببينم
مى خوام كه ندونه / شدم من زمين گير
شدم مثل زنها / ى سالخورده و پير
نذار كه بدونه / تنم جون نداره
مى خوام تا رو زخمام / يه مرهم بذاره
بابا * يادته مى دويدم
بابا * تا به تو مى رسيدم
بابا * لباتو مى بوسيدم
حالا * ببين چجور نشستم
بابا * با اين كه خيلى خستم
حالا * چش به راه تو بستم

 

يه حرفايى مى گم - كه پيشت بمونه
از  اين بى حياها - دل عمه خونه
گمونم كه رسمه - يتيمو مى بندن
مى شونن رو ناقه - به گريش مى خندن
يادته چجورى / دادن ما رو آزار
با دستاى بسته / توى كوچه بازار
حق دارى جا اشک / اگه خون بريزى
ما رو خواستن اينا / براى كنيزى
بابا * اى همه ى باورم
بابا * اى همه جا ياورم
بابا * منت گذاشتى سرم
بابا * نمونده واسه من پا
بابا * ببر منو از اينجا
بابا * تو رو به جون زهرا

مرتبط
    نظرات شما
    [کد امنیتی جدید]